آلا

به نام آنکه جان را فکرت آموخت           چراغ دل به نور جان بر افروخت

زفضلش هر دو عالم گشت روشن           زفیضش خاک آدم گشت گلشن

 
 

کدامین فکر، ما را شرط راه است            چرا گه طاعت و،گاهی گناه است؟

در آلا فکر کردن شرط راه است           ولی در ذات حق، محض گناه است

بود  در  ذات   حق   اندیشه   باطل           محال  محض دان  تحصیل  حاصل

چو  آیات است روشن گشته ازذات          نگردد   ذات    او   روشن   ز آیات

همه   عالم   به   نور  اوست   پیدا             کجا  او  گردد  از   عالم،   هویدا؟

نگنجد   نور   ذات   اندر   مظاهر             که  سجات  جلالش،  هست   قاهر

رها کن عقل را با حق، همی باش             که  تاب  خور  ندارد چشم خفاش

مهمترین خواسته در دعای قنوت

«وَ مِنْهُمْ مَن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الاْخِرَةِ حَسَنَةً و َقِنَا عَذَابَ النَّارِ * أُولئِکَ لَهُمْ نَصِیبٌ مِمَّا کَسَبُوا وَاللّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ؛[1] و گروهی از آنان می‌گویند : پروردگارا! به ما در دنیا نیکی و در آخرت هم نیکی عطا کن، و ما را از عذاب آتش نگاه دار. * اینانند که از آنچه به دست آوردهاند، نصیب و بهره فراوانی دارند، و خدا حسابرسی سریع است.»
دسته‌ای از مردم جز امور مادی و مسائل ظاهری هدفی ندارند، اینان از تمام حیات به غیر از خوراک و پوشاک و مسکن و مرکب چیزی نصیبشان نیست، ولی عده دیگر مردمی هستند که از پی معرفت و ایمان، اندیشه و افکارشان محدود به مسائل مادی محض نیست، بلکه شؤون دنیایی را به عنوان مقدمه رشد و تکامل معنوی میخواهند و برای آخرتشان سعادت ابدی و همیشگی و این آیه کریمه منطق عالی اسلام را در مسائل مادی و معنوی مشخّص میسازد و کسانی را که تنها در مادّیات غوطه ورند محکوم می سازد.
حسنه در آیه شریفه دارای مفهومی وسیع است و تمام مواهب مادی و معنوی را در بر می‌گیرد، پاره‌ای از روایات در توضیح حسنه به بعضی از مصادیق آن اشاره کرده است.
قالَ رَسولُ اللّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله: مَنْ اُوتِیَ قَلْبًا شاکِرًا وَ لِسانًا ذاکِرًا وَ زَوْجَةً مُؤْمِنَةً تُعینُهُ عَلی اَمْرِ دُنْیاهُ وَآخِرَتِهِ فَقَدْ اُوتِیَ فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الاْخِرَةِ حَسَنَةً و َوُقِیَ عَذابَ النّارِ [2]؛ آن کس که خداوند به او قلبی سپاسگزار و زبانی آراسته به یاد حق و همسری با ایمان که وی را در امر دنیا و آخرت یاری کند ببخشد نیکی دنیا و آخرت نصیبش شده و از عذاب آتش بازداشته شده است.
اینان از آنچه کسب کرده اند بهره می برند که خداوند سریع الحساب است.
معطّلی افراد در روز قیامت در امر محاسبه در رابطه با اعمال آنهاست نه در ارتباط با ضعف حسابگر، آنانکه در دنیا حقوق حق و حقوق خلق را معطّل کردند، البته در آخرت در مرحله حساب معطّل خواهند شد که گاهی هزاران سال آخرتی، معطّلی آنان طول می‌کشد،
خداوند سریع الحساب است!
سریع الحساب از اسما حضرت اوست و چون وجود مقدّسش مستجمع جمیع صفات کمال است و برای حضرتش محدودیّتی در هستی و قدرت نیست از این جهت رسیدگی به حساب خلایق حتی در یک لحظه برای جنابش امر سختی نیست. در حدیث آمده :
«اِنَّ اللّهَ سبحانه یُحاسِبُ الْخَلائِقَ کُلَّهُمْ فی مِقْدارِ لَمْحِ الْبَصَرِ [3]: خداوند به اندازه یک چشم به هم زدن به حساب همه خلایق می رسد.»
معطّلی افراد در روز قیامت در امر محاسبه در رابطه با اعمال آنهاست نه در ارتباط با ضعف حسابگر، آنانکه در دنیا حقوق حق و حقوق خلق را معطّل کردند، البته در آخرت در مرحله حساب معطّل خواهند شد که گاهی هزاران سال آخرتی، معطّلی آنان طول می‌کشد، چنانچه پاره‌ای از روایات بر این مهمّ دلالت دارد، ولی آنان که در دنیا به انجام فرایض اقدام کردند و از محرّمات روی گرداندند و حق احدی از مردم را معطّل ننمودند، البته در قیامت در معرض نسیم رحمت سریع الحساب قرار گرفته و یک چشم به هم زدنی از قیامت به بهشت می روند، اینان همان انسان‌هایی هستند که در معارف الهیه از آنها تعبیر به منبع برکت، چشمه فیض، انسان مؤمن، چراغ راه و موجودی الهی شده است، آن بزرگوارانی که در تمام طول زندگی جز خدا و خشنودی او نظری نداشتند و تلاش آنان فقط و فقط به خاطر تأمین سعادت جاودانی بود و محور عشقی جز حضرت دوست نداشتند.

منبع:http://tadabbor.org

من نیازمند توام ای صاحب عرش عظیم

دعاى حضرت هنگامى كه مهمى برايش رخ مى ‏داد، يا حادثه اى بر او نازل مى ‏شد و در هنگام اندوه:
 اى كسى كه گره‏هاى سختيها بوسيله تو گشوده مى‏شود، و اى كسى كه تندى و سورت شدائد بتو مى‏شكند، و اى كسى كه بيرون شدن از تنگى به راحتى فرج از تو طلبيده مى‏شود. دشواريها به قدرت تو هموار شده و سلسله اسباب به لطف تو بر قرار گشته، و قضا به قدرت تو جريان يافته و اشياء بر وفق اراده تو روان شده‏اند، پس همه چيز به مجرد خواست توبى‏گفتنت فرمان پذيرند، و به محض اراده تو بدون نهى كردنت، باز داشته شده‏اند. توئى خوانده شده براى حل مشكلات و توئى پناه در بليات. جز بلائى كه تواش دفع كنى بلائى دفع نمى‏شود، و غير از آنچه تواش بر طرف سازى بر طرف نمى‏گردد هم اكنون، اى پروردگار من بلائى بر من فرود آمده كه سنگينيش مرا به زانو در افكنده و گرفتاريئى به من رو آورده كه تحملش مرا از پا در آورده، و آن را تو به قدرت خود وارد آورده‏اى و به اقتدار خود بر من متوجه ساخته‏اى، پس براى آنچه تو وارد كرده‏اى برگرداننده‏اى، و براى آنچه تو پيش آورده‏اى تغيير دهنده‏اى، و براى آنچه تو فرو بسته‏اى گشاينده‏اى، و براى آنچه تو مشكل ساخته‏اى آسان كننده‏اى، و براى آنكه تو خوار كرده‏اى، يارى دهنده‏اى نيست، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و به رحمت خود در آسايش را اى پروردگار من به رويم بگشاى، و به قوت خود سلطان غم را از هجوم بر من منهزم ساز، و مرا در شكوايم به توجه كامل نائل فرماى، و در آنچه مسئلت كرده‏ام شيرينى احسان خود را به من بچشان، و از نزد خود رحمت و گشايش آسان ارزانى دار، و از لطف خود نجات و خلاصى سريع مقرر ساز و مرا به سبب غلبه غم از رعايت واجبات و به كار بستن مستحبات خود باز مدار زيرا كه من اى پروردگار به علت آنچه برسرم آمده بى تاب و توان شده‏ام و قلبم از تحمل آنچه بر من رخ داده لبريز از غم شده است و تو بر رفع گرفتارى من و دفع آنچه در آن افتاده‏ام قادرى. پس قدرتت را در باره من به كار بر، اگر چه از جانب تو سزاوار آن نباشم. اى صاحب عرش عظيم.

ولادت امام سجاد مبارک.

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

عطر نفس بقیه الله آمد

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

 

 

انشاالله فعالیت جدیدی شروع خواهیم کرد.

منتظر خبرهای جدید در این رابطه باشید.

 

ظهور امام عصر نزدیک است بیایید قدمی برداریم.

خريدن خيار بر زنان ممنوع !!!!!!

واژه القاعده ياد آور مفاهيم بيشماري است که اصلي ترين آن افراط گرايي است و مخاطبان اوليه آن نيز زنان هستند. زنان در طول دهه ها حاکميت افراط گرايانه در کشورهاي اسلامي انواع محدوديتها را تجربه کرده اند. اکنون نيز نوبت زنان عراق است تا با اينگونه احکام القاعده اي مواجه شوند.
جديدترين احکام القاعده‌اي که بيشتر به يک شوخي مي ماند به تهديد جديدي براي زنان در کشوري مانند عراق تبديل شده است. حکم ممنوع بودن خريد براي زنان که با گذشت سالها شکل قابل قبولتري يافته اين بار بر روي مسائل جنسيتي دست گذاشته و به هر نماد مذکر تعلق گرفته است.
روزنامه "ديلي تلگراف" چاپ لندن در شماره هفته گذشته خود نوشت:
خريد خيار براي زنان عراقي ممنوع شده است. اين حکم توسط يک مفتي وابسته به القاعده صادر شده و زنان را از خريدن خيار منع کرده و استدلال وي نيز مردانه بودن آن است!
در آوريل سال 2007 خبرنگار آسوشيتد پرس گزارش داد شبکه القاعده در شهر بعقوبه عراق قرار گرفتن جعبه ها و ظروف حاوي گوجه فرنگي را در کنار ظروف خيار ممنوع کرده و ميوه فروشان ملزم شده اند چنين دستوري را اجرا نمايند.
اين گزارشها نشانگر اوج افراط گرايي و اجبار براي نشان دادن آن در شئونات زندگي از سوي وابستگان به شبکه القاعده است. خبرهاي چنين اقداماتي که امروز با نام شبکه القاعده در رسانه هاي غربي منتشر شده و به اسلام منتسب مي شود به روايتهايي مضحک در مورد القاعده تبديل شده است، با اين حال نوک پيکان تمام چنين تبليغاتي مسلمانان هستند که در بيشتر کشورهاي غربي با نام تروريست و خشونت طلب از آنان ياد مي شود. 

برگرفته از سایت محاکمه

این شعر در مشکلات خیلی سریع الاثر می باشد.

علی الله فی کل الامور توکلی    و به خمس اصحاب الکساء توسلی

محمد   المبعوث   ابنیه   بعده    و فاطمه الزهراء و المرتضی علی 

ماه صفر ما ه مصیبت وگرفتاری اهل بیت سید الشهدا (ع) در شام

شیعیان إثنى عشرى و محبان اهل بیت علیهم السّلام، ماه صفر را از ایام سوگوارى سال مى دانند. زیرا در ابتداى این ماه خانواده امام حسین علیه السّلام و بازماندگان واقعه کربلا را به صورت اسیرى وارد شام نمودند و آنان را در فشار روحى و روانى و مورد تحقیر و توهین قرار دادند، به طورى که یکى از فرزندان خردسال امام حسین علیه السّلام، به نام رقیه (س)، بر اثر این سختى هاى طاقت فرسا، در دمشق به لقاءاللّه پیوست.

امام زمان (عج) در مصائب عمه بزرگوارشون بسیار اندوه ناک وغم زده اند . برای تسلی قلب آن حضرت  برمصائب جد بزرگوارشون سید الشهدا (ع) می گرییم  .

دعای هرروز ماه صفر: اگر كسى خواهد كه محفوظ ماند از بلاهاى نازله در این ماه در هر روز ده مرتبه بخواند:

یا شَدیدَ الْقُوى‏ وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ

ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمیعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنى‏ شَرَّ خَلْقِكَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ

 یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ

فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنینَ

وَصَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ!

اى سخت نیرو، و اى سختگیر! اى عزیز، اى عزیز، اى عزیز! خوارند از بزرگى‏ات همه خلقت. پس كفایت كن از من شرّ خلق خودت را، اى احسان بخش! اى نیكوكار! اى نعمت بخش! اى عطا دِه! اى كه معبودى جز تو نیست! منزّهى تو! به راستى من از ظالمانم. اجابت كردیم برایش و نجاتش دادیم از غمّ و همچنین نجات دهیم مؤمنان را، و رحمت كند خدا بر محمّد و آل پاك و پاكیزه‏اش!

چرا میگن صفر ماه نحسیه؟

ماه محرم به وسیله امام حسین علیه السلام ماه رحمت و برکته یعنی هر کاری که میکنیم ،ناراحت میشیم به خاطر امام شهیدمون یا تو مجلس عزاش شرکت میکنیم همش به خاطر رحمتیه که خدا به ما داره و داده .

حالا، ماه صفر، ماه عدله یعنی خدا به حساب میرسه که ببینه از اون چیزایی که تو محرم به ما داده استفاده کردیم و نورانی شدیم یا نه؟ در نتیجه ما رو امتحان میکنه بزرگ یا کوچیک، به خاطر اعمال خودمون.

به خاطر همینه که ما باید دعا بخونیم و صدقه بدیم.

حالا ما حتما باید پول بدیم برای صدقه؟

خیر ما هرکاری رو میتونیم به نیت صدقه انجام بدیم حتی همین کارای روزمره میتونه صدقه باشه مثلایه لیوان آب دادن دست مادرمون، جا دادن به کسی تو اتوبوس و...همه این کارا صدقه هست چون داریم به یه نفر کمک میکنیم پس میتونن دفع بلا کنند .

معشوقی از عاشق پرسید کی خود را بیشتر دوست داری یا مرا؟

سلام امروز یک شعر جالب از مولانا براتون نوشتم (البته به عنوانش توجه نکنید اونطور که فکر می کنید عشقی نیست تا اخر بخونید بعد قضاوت کنید)

گفت  معشوقی   به  عاشق ز  امتحان                در صبوحی، کای فلان  ابن  الفلان

مر مرا  تو دوست تر   داری  عجب                      یا که خود را؟ راست گو یا ذاالکرب

گفت  من  در  تو  چنان   فانی   شدم                 که  پرم  از  تو  ز  ساران  تا  قدم

بر  من  از  هستی  من جز نام نیست                 در وجودم جز تو ای خوش کام نیست

زآن  سبب  فانی  شدم  من  این چنین                همچو  سرکه،  در  تو  بحر  انگبین

همچو  سنگی  کو  شود  کل لعل ناب                پر   شود   او   از   صفات   آفتاب

وصف   آن   سنگی    نماند    اندرو                   پرشود از وصف خود او پشت و رو

بعد از آن گر دوست دارد خویش  را                  دوستی   خور   بود   آن   ای   فتا

ور که خود را دوست دارد او به جان                 دوستی    خویش    باشد   بی گمان

خواه خود را  دوست  دارد  لعل  ناب                خواه  تا  او   دوست   دارد   آفتاب

اندرین دو  دوستی  خود  فرق  نیست               هردو جانب جز ضیای شرق نیست

تا نشد او  لعل، خود  را  دشمن  است              زآنک یک من نیست آنجا،دو منست

زآنکه  ظلمانیست  سنگ  و روز کور                   هست  ظلمانی،  حقیقت   ضد  نور

خویشتن  را  دوست   دارد   کافرست               ز آنک  او  مناع  شمس   اکبرست

پس   نشاید   که   بگوید   سنگ   انا                او   همه   تاریکیست   و   در   فنا

گفت  فرعونی  انا الحق  گشت  پست               گفت  منصوری  انا  الحق و برست

آن    انا   را    لعنة الله    در    عقب                 وین  انا  را  رحمت  الله  ای  محب

ز  آنک  او  سنگ  سیه  بد این عقیق                آن  عدوی  نور  بود  و این  عشیق

این  انا  هو  بود  در  سِر، ای فضول                 ز اتحاد  نور،  نه  از  رای  حلول

جهد   کن   تا   سنگیت   کمتر  شود                تا  به  لعلی  سنگ   تو  انور  شود

صبر  کن   اندر  جهاد  و  در   عنا                    دم  به  دم  می بین  بقا   اندر    فنا

وصف  سنگی هر زمان کم می شود                 وصف  لعلی در تو محکم می شود

وصف هستی  می رود  از   پیکرت                   وصف  مستی  می فزاید  در سرت

سمع شو   یکبارگی    تو    گوشوار                 تا   ز  حلقه   لعل   یابی    گوشوار

 

امیدوارم از شعر بالا لذت برده باشید با اینکه شعر بسیار ساده و روان و پر محتوا بود ولی میخوام کمی در مورد این شعر صحبت کنم. البته این را هم بگویم که وقتی شاعران از عشق و شراب وشمع و شاهد زلف یارو .... صحبت می کنند منظورشان چیز های مادی نیست واگر می خواهید بیشتر درمنظور شاعران پی ببرید حتما گلشن راز شیخ محمود شبستری را بخوانید. که واقعا یکی از بهترین کتاب شعر هست که مسائل پیچیده خلقت را به سادگی و زیبایی بیان کرده اند.

تو این شعر در مورد سوال معشوقی از عاشق خود پرسیده شده که عاشق در جواب، خود و معشوق را یکی دانسته و تفاوتی بین دوست داشتن خود و معشوق قائل نشده.

گفت: من از خود مرده ام و به تو زنده ام، از خود و از صفات خود نیست شده ام و به تو هست شده ام، علم خود را فراموش کرده ام و از علم تو عالم شده ام قدرت خود را از یاد داده ام و از قدرت تو قادر شده ام.

اگر خود را دوست دارم تو را دوست داشته باشم و اگر ترا دوست دارم خود را دوست داشته باشم

 

تا حالا عاشق شدین؟ عاشق خدا چطور؟ چقدر عاشق خدایین؟ به اندازه ای هست که خودتونو نبینید؟ به اندازه ای هست که خودتونو فانی و خدارو باقی بدونید؟ به اندازه ای هست که در او حل بشید؟ به اندازه ای هست که مثل لعلی پر از نور خدا بشید؟

مشکل اصلی ما عاشق نشدنه. اگه عاشق خدا باشیم همیشه به یادشیم همیشه هر کاری می خوایم بکنیم خدارو در نظر میگیریم به قول دکتر الهی قمشه ای که میگه ما ایمان نداریم ما چطور ایمانی داریم که همیشه غم و غصه داریم؟ ایمان یعنی شادی، ایمان یعنی کسی هست که من به او ایمان دارم که هر کاری که میکند به سلاح من هست و کاری به جز سلاح من نمیکند. ایمان یعنی هر کاری میکنم نظر او را در نظر بگیرم چون او بهترین راه حل را برای مشکلات من گفته است و با این دیدگاه چه دچار مشکلات شویم و چه نشویم در شادی و رضایت به سر میبریم چون نتیجه مهم نیست مهم رضایت (معشوق) خداست که ما همیشه در این مسیریم. و این یعنی ایمان

در خرابات مغان نور خدا می بینم                این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم

پس بیایید سقف خود را خراب کنیم تا نور الهی بر ما بتابد و ما را روشن کند تا فرشتگان نیز مثل زمان خلقت بر ما سجده کنند البته نه بر ما که بر خدا چون مایی وجود ندارد انها در ما خدا میبینند ولی اگر ما خود را خاک ببینیم دیگر لایق سجده نیستیم و دیو میشویم و نوری در وجود ما نیست و در تاریکی مطلق فرو می رویم. و دیگر فرشتگان ادمی نمیبینند که بر او سجده کنند.

بیایید هر چه سریعتر سوار بر کشتی عشق الهی شویم قبل از اینکه طوفان ما را نابود کند.

 

بار دیگر آمدم دیوانه وار                رو رو ای جان زنجیری بیار

غیر آن زنجیر زلف دلبرم                گر دوصد زنجیر آری بگذرم

ماجرای میدان کاج

اخبار روز(خبرگزاری مهر)

ساعت 10 روز پنجشنبه ششم آبانماه اهالی یکی از خیابانهای سعادت‌ آباد با شنیدن صدای درگیری متوجه یک دعوای خیابانی شدند. در جریان این نزاع یک بنگاهدار به نام "یعقوب" با چاقو به سمت مردی حدودا 30 ساله هجوم برد و با وارد آوردن ضربه به ناحیه شکم او را به ‌شدت مجروح کرد. این اتفاق درحالی رخ داد که دو تن از ماموران کلانتری 134 شهرک قدس پس از وقوع این حادثه و تماس مردم با مرکز فوریتهای پلیسی 110 در جریان قرار گرفتند و در صحنه حادثه حضور داشتند. به دنبال این ماجرا، دقایقی بعد متهم خود را تسلیم ماموران کرد و به این ترتیب تحقیقات از وی آغاز شد.

یکشنبه نخستین جلسه رسیدگی به پرونده قتل در سعادت آباد تهران در تالار اجتماعات مجتمع امام خمینی (ره)  برگزار شد.

وی افزود: ضرباتی که متهم وارد کرده 4 ضربه سطحی بوده است و به نظر می‌رسد مقتول به علت خونریزی فوت کرده نه با ضربات چاقو

اگه اطلاعات کاملتری از این موضوع میخواید بدونید میتونید تو گوگل میدان کاج سرچ کنید تا اطلاعات بیشتری دستگیرتون بشه یا تو همین خبر گذاری مهر 28 موضوع در این را بطه وجود داره مثل:

صدور حکم متهمان حادثه سعادت آباد/ یعقوب به قصاص در ملا عام محکوم شد

متهم: "شیشه" مصرف کرده بودم/ والدین مقتول خواستار اشد مجازات قاتل شدند

بررسی حادثه سعادت آباد در جلسه کمیسیون امنیت ملی

دستشون درد نکنه چقدر زود پیگیری میکنند بعد بگید تو این مملکت کسی کاری انجام نمیده!!!!!

فقط یک سوال اگه این اتفاق در مناطق پایین شهر اتفاق می افتاد چنین واکنشی بوجود میامد ؟؟؟

البته دستشون درد نکنه خبر گزاری مهر  تیتری به عنوان : (واکنش متفاوت مردم محلات پایین تهران در حوادث مشابه میدان کاج) داشت  که تنها جمله ای خوبش جمله زیر بود:

استاد جرم شناسی دانشگاه تربیت مدرس جرم شناسی گفت: این قتل در منطقه ای رخ داده است که انتظار چنین اتفاقی در آن محدوده را نداشتیم. شاید اگر این اتفاق در جای دیگری از شهر می افتاد کمتر رسانه ای می شد.

خدا پدر و مادر  این استادو بیامرزه که اشاره ای کرده ولی دیگه خبر گزاری مهر ادامه نداده.

حالا واقعا اگه این حادثه و حتی حادثه ای بدتر از این تو پایین شهر اتفاق می افتاد چیکار میکردند؟ تو رسانه ها میگفتند؟ تو جلسه کمیسیون ملی مطرح می شد؟ اصلا کسی کاری انجام میداد؟؟؟

یا کسایی که تو پایین شهر میشینند نیاز به امنییت ندارند؟ فقط لطف کردند واسه زیبایی جوادیه یک پل ساختند که همش تبلیغ میکنند و میگند حالا دیگه تفاوتی بین پایین شهر و بالا شهر نیست!!!! نمیدونستم تفاوتش فقط همین یک پل بود که اونم خدارو شکر حل شد!!!! حالا بگذریم که خیلی ها اعتراض کردند که چرا این پلو تو جوادیه ساختین!!!! 

ایا امنیت پایین شهرم مهمه ؟؟؟ من التماس دعای خانمی با دو تا بچه کوچیکو یادم نمیره که میگفت دعا کنید که از این منطقه بریم(البته خود شهر تهران نبود) چون چند وقت پیش تو محلشون دو نفر تو روز روشن دعوا کرده بودند و یکی سر دیگریرو بریده بود یا پدری که  دخترش با پسری دوست بود و می خواستن ازدواج کنند و پدرش گفته بیاین خونه عقدتونو بخونم و اورده خونه سر هر دوشونو بریده!!!!!!

البته بگذریم از این قانونایی که وجود داره و اگه کسی بخواد قاتلو اعدام کنه باید دیه قاتلو بده و بعد قصاص کنه حالا اگه نداشتی که دیگه نمی تونی قصاص کنی!!!!

در انتها برای این خانمم دعا کنید.

قضاوت با شما

 لطفا نظرات را بخوانید و شما نیز نظر خود را بگویید.

عید غدیر مبارک باد


چيست تفسير غدير خم؟ علي
عشق را، مولا، عدالت را، ولي

چيست تفسير غدير خم؟ ولا
رستخيز عشق، بيعت با خدا

چيست تفسير غدير خم؟ حريم
رو به روي ما، صراط مستقيم

چيست تفسير غدير خم؟ اميد
مژده رحمت به امت، بوي عيد

چيست آيا اين غدير خم؟ سحر
صبح صادق، نور لبخند ظفر
 
گفت پيغمبر: ‌علي نور خداست
بعد من، او پيشوا و مقتداست

اي شمايان! امت سبز زمين
در ميان خلق عالم، بهترين

حرف حق اين است و در آن شبهه نيست
هم علي حق است و هم حق با علي‌ست

عشق را در قلب خود دعوت كنيد
با علي،‌نور خدا، بيعت كنيد

اين حقيقت از كسي مستور نيست
جانشين نور، غير از نور نيست

در غدير خم ولايت شد قبول
برد بالا دست مولا را رسول

رفت بالا دست خورشيد غدير
شد امام و متداي ما، امير

عشق، بيعت كرد با نور خدا
شد عدالت، سرور و مولاي ما

نور احمد، برگرفت از رخ نقاب
«آفتاب آمد، دليل آفتاب»

چون علي، نور خداي سرمد است
بيعت ما با علي، با احمدست

شد ز عشق حق، وجودش صيقلي
هر كه بيعت كرد، با نور علي


ادامه نوشته

قسمتي از وصيت نامه شهيدشوشتري

ديروز از هرچه بود گذشتيم ----  امروز ازهر چه بوديم گذشتيم
 
آنجا پشت خاكريز بوديم ---- اينجادرپناه ميز
 
ديروزدنبال گمنامي بوديم ---- امروز مواظبيم ناممان گم نشود
 
جبهه بوي ايمان ميداد  ----  اينجا ايمانمان بو ميدهد
 
آنجا بر درب اتاقمان مينوشتيم ياحسين فرماندهي ازآن توست----الان مينويسيم بدون هماهنگي واردنشويد
 
الهي نصيرمان باش تا بصيرگرديم
 
بصيرمان كن تا از مسير برنگرديم
 
آزادمان كن تا اسيرنگرديم

ماجرای سفر من و خدا با دوچرخه!

زندگى كردن مثل دوچرخه سوارى است. آدم نمى افتد، مگر این كه دست از ركاب زدن بردارد.

اوایل، خداوند را فقط یك ناظر مى دیدم، چیزى شبیه قاضى دادگاه كه همه عیب و ایرادهایم را ثبت می‌كند تا بعداً تك تك آنها را به‌رخم بكشد.
 
به این ترتیب، خداوند مى خواست به من بفهماند كه من لایق بهشت رفتن هستم یا سزاوار جهنم. او همیشه حضور داشت، ولى نه مثل یك خدا كه مثل مأموران دولتى.
 
ولى بعدها، این قدرت متعال را بهتر شناختم و آن هم موقعى بود كه حس كردم زندگى كردن مثل دوچرخه سوارى است، آن هم دوچرخه سوارى در یك جاده ناهموار!

اما خوبیش به این بود كه خدا با من همراه بود و پشت سر من ركاب مى‌زد.
آن روزها كه من ركاب مى‌زدم و او كمكم مى‌كرد، تقریباً راه را مى‌دانستم، اما ركاب زدن دائمى، در جاده‌اى قابل پیش بینى كسلم مى‌كرد، چون همیشه كوتاه‌ترین فاصله‌ها را پیدا مى‌كردم.
 
یادم نمى‌آید كى بود كه به من گفت جاهایمان را عوض كنیم، ولى هرچه بود از آن موقع به بعد، اوضاع مثل سابق نبود. خدا با من همراه بود و من پشت سراو ركاب مى‌زدم.

 حالا دیگر زندگى كردن در كنار یك قدرت مطلق، هیجان عجیبى داشت.
 
او مسیرهاى دلپذیر و میانبرهاى اصلى را در كوه ها و لبه پرتگاه ها مى شناخت و از این گذشته می‌توانست با حداكثر سرعت براند،

او مرا در جاده‌هاى خطرناك و صعب‌العبور، اما بسیار زیبا و با شكوه به پیش مى‌برد، و من غرق سعادت مى‌شدم.
 
گاهى نگران مى‌شدم و مى‌پرسیدم، «دارى منو كجا مى‌برى» او مى‌خندید و جوابم را نمى‌داد و من حس مى‌كردم دارم كم كم به او اعتماد مى‌كنم.
 

بزودى زندگى كسالت بارم را فراموش كردم و وارد دنیایى پر از ماجراهاى رنگارنگ شدم. هنگامى كه مى‌‌گفتم، «دارم مى‌ترسم» بر مى‌گشت و دستم را مى‌گرفت.
 
او مرا به آدم‌هایى معرفى كرد كه هدایایى را به من مى‌دادند كه به آنها نیاز داشتم.

هدایایى چون عشق، پذیرش، شفا و شادمانى. آنها به من توشه سفر مى‌دادند تا بتوانم به راهم ادامه بدهم. سفر ما؛ سفر من و خدا.

و ما باز رفتیم و رفتیم..
 
حالا هدیه ها خیلى زیاد شده بودند و خداوند گفت: «همه‌شان را ببخش. بار زیادى هستند. خیلى سنگین‌اند!»

و من همین كار را كردم و همه هدایا را به مردمى كه سر راهمان قرار مى‌گرفتند، دادم و متوجه شدم كه در بخشیدن است كه دریافت مى‌كنم. حالا دیگر بارمان سبك شده بود.
او همه رمز و راز هاى دوچرخه سوارى را بلد بود.

او مى‌دانست چطور از پیچ‌هاى خطرناك بگذرد، از جاهاى مرتفع و پوشیده از صخره با دوچرخه بپرد و اگر لازم شد، پرواز كند..
 
من یاد گرفتم چشم‌هایم را ببندم و در عجیب‌ترین جاها، فقط شبیه به او ركاب بزنم.
 
این طورى وقتى چشم‌هایم باز بودند از مناظر اطراف لذت مى‌بردم و وقتى چشم‌هایم را مى‌بستم، نسیم خنكى صورتم را نوازش مى‌داد.
 
هر وقت در زندگى احساس مى‌كنم كه دیگر نمى‌توانم ادامه بدهم، او لبخند مى‌زند و فقط مى‌گوید،
 
«ركاب بزن....»

بار الها

غرور هدیه شیطان است
و عشق هدیه خداوند…
افسوس که ما هدیه شیطان را به هم میدهیم و هدیه خداوند را از هم پنهان میکنیم

 


بار الها
برای همسایه ای که نان مرا ربود ، نان
برای دوستی که قلب مرا شکست ، مهربانی
برای آنکه روح مرا آزرد ، بخشایش
و برای خویشتن خویش آگاهی وعشق میطلبم . دکتر شریعتی

چه جور آدمی هستید؟

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند

آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

کلاسهای آموزشی

كارگروه مخترعين ومبتكرين با همكاري كانون علمي بسيج دانشجويي شهيد چمران برگزار مي كند

دوره هاي آموزشي كاربردي

-          دوره كاربردي آشنايي با ميكروكنترلرها و نرم افزار هاي رشته الكترونيك (با محوريت روباتيك) ويژه وروديهاي 88 و 89

-          دوره ميكروكنترلرهاي AVR ( عمومي و پيشرفته) و ميكروكنترلرهاي  ARM

-          دوره روباتيك (مقدماتي ،‌عمومي و پيشرفته)

-          دوره نرم افزار MATLAB (ويژه مهندسي برق)

 

با حضور اساتيد مجرب مجتمع فني تهران ،‌فرهنگسراي IT و اعضاي بنياد ملي نخبگان

جهت كسب اطلاعات بيشتر و اطلاع از زمانبندي و سرفصل كامل دوره ها مي توانيد به آدرس زير و يا دفتر بسيج دانشجويي مراجعه نمائيد

آدرس اينترنتي: ROBOTICS110.PERSIANBLOG.IR

با تخفيف ويژه براي :

-          اعضاي بنياد ملي نخبگان و كارگروه مخترعين و اعضاي باشگاه پژوهشگران جوان

-          اعضاي تيم هاي فعال علمي دانشجويي

-          اعضاي فعال علمي بسيج دانشجويي

-          اعضاي فعال و برتر انجمن هاي علمي

مهلت ثبت نام : تا 3 آذر ماه (غير قابل تمديد) 

شروع كلاسها : هفته اول آذر ماه (ان شاءالله)

 

بارکد -  کد کشورها در بارکدهاي EAN

بايد گفت:
بارکد عبارت است از انتقال داده‌ها از طريق امواج نورى. آنها مجموعه‌‌اى از خطوط ميله‌اى موازى با عرض‌هاى گوناگون (پهن و نازک)هستند که اندازه‌ي هر خط معنا و مفهوم خاصى براى دستگاه بارکدخوان دارد. در حقيقت دستگاه بارکدخوان ماشينى است که اطلاعات را به شکل بصرى بر روى صفحه نمايش مى‌دهد.
بيشتر بسته‌بندي‌ها بارکد دارند. عموماً در بارکدها اطلاعات با نوارهايي با پهناهاي مختلف کد مي‌شوند. هنگام خواندن بارکدها معمولاً يک سنسور نوري وجود دارد که بسته به سيگنال دريافتي ( سياه  يا سفيد باشد) در خروجي صفر يا يک را نتيجه مي‌دهد. سيستم‌هاي بارکدها مي‌توانند با چندين روش رمزگشايي عمل کنند.  هر روش رمز گشايي مانند يک زبان براي سيستم است و هرکدام نقاط قوت و ضعف خود را دارند.
 
ادامه نوشته

فلسفه و راز زندگی

يك روز سر كلاس فلسفه ، استاد ظرف بزرگ شيشه اي را روي ميز قرار داد و اون رو پر از توپ هاي بيليارد كرد ، سپس از شاگردان پرسيد


آيا اين شيشه پر شده ؟

شاگردان پاسخ دادند : بله

سپس استاد تعدادي تيله را توي شيشه ريخت ، تيله ها بين توپ ها جا گرفتند ،

استاد پرسيد آيا شيشه پر است ؟

شاگردان جواب دادند : بله

بعد استاد ظرف را با ماسه پر كرد ، ماسه ها تمام فضاي خالي را اشغال كردند ،

استاد پرسيد آيا ظرف پر شده است ؟

شاگردان جواب دادند : بله

استاد گفت:

" زندگي مانند اين شيشه است ، مسايل اصلي زندگي مانند توپ بيليارد ،‌مسايل

تقريبا مهم مثل تيله و مسايل جزئي مثل ماسه ، اگه شيشه رو با ماسه پر كنيد

جايي براي تيله ها و توپ ها نميمونه ."



* اين فلسفه و راز زندگي است . *

 

زندگی نوشیدن قهوه است!

گروهی از فارغ التحصیلان پس از گذشت چند سال و تشکیل زندگی و رسیدن به موقعیت‌های خوب کاری و اجتماعی طبق قرار قبلی به دیدن یکی از اساتید مجرب دانشگاه خود رفتند. بحث جمعی آن ها خیلی زود به گله و شکایت از استرس‌های ناشی از کار و زندگی کشیده شد.

استاد برای پذیرایی از میهمانان به آشپزخانه رفت و با یک قوری قهوه و تعدادی از انواع قهوه خوری های سرامیکی، پلاستیکی و کریستال که برخی ساده و برخی گران قیمت بودند بازگشت.سینی را روی میز گذاشت و از میهمانان خواست تا از خود پذیرایی کنند.
پس از آنکه همه برای خود قهوه ریختند استاد گفت: اگر دقت کرده باشید حتما متوجه شده‌اید که همگی قهوه خوری‌های گران‌قیمت و زیبا را برداشته‌اید و آنها که ساده و ارزان قیمت بوده اند در سینی باقی مانده‌اند. البته این امر برای شما طبیعی و بدیهی است.
سرچشمه همه مشکلات و استرس‌های شما هم همین است. شما فقط بهترین‌ها را برای خود می‌خواهید. قصد اصلی همه شما نوشیدن قهوه بود اما آگاهانه قهوه خوری‌های بهتر را انتخاب کردید و البته در این حین به آن چه دیگران برمی‌داشتند نیز توجه داشتید. به این ترتیب اگر زندگی قهوه باشد، شغل، پول، موقعیت اجتماعی و … همان قهوه خوری‌های متعدد هستند. آنها فقط ابزاری برای حفظ و نگهداری زندگی‌اند، اما کیفیت زندگی در آنها فرق نخواهد داشت .گاهی، آن قدر حواس ما متوجه قهوه‌خوری هاست که اصلا طعم و مزه قهوه موجود در آن را نمی‌فهمیم. پس دوستان من، حواستان به فنجان‌ها پرت نشود … به جای آن از نوشیدن قهوه خود لذت ببرید.

 

گروه 99

پادشاهی که بر یک کشور بزرگ حکومت می کرد ولی باز هم از زندگی خود راضی نبود اما خودش نیز علت را نمی دانست !
روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد و هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد ، صدای ترانه ای را شنید و متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد ...پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید : چرا اینقدر شاد هستی ؟ 
آشپز جواب داد : قربان ، من فقط یک آشپز هستم و تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم ؛ ما خانه حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم ؛ بدین سبب من راضی و خوشحال هستم ... 
پس از شنیدن سخن آشپز ، پادشاه با وزیر در این مورد صحبت کرد و وزیر به پادشاه گفت : قربان ، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست ! اگر او به این گروه نپیوندد ، نشانگر آن است که مرد خوشبختی است ! 
پادشاه با تعجب پرسید : گروه 99 چیست ؟!!
وزیر جواب داد : اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست ، باید این کار انجام دهید : یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید و به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست ...! 
پادشاه بر اساس حرفهای وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند ...آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید ، با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد و با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت !!!
آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد : 99 سکه ؟!!
آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است و بارها طلاها را شمرد ، ولی واقعا 99 سکه بود !
او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست و فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد : اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد ، اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد ... 
آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند !تا دیروقت کار کرد ، به همین دلیل صبح ­روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند ...
آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند و فقط تا حد توان کار می کرد .
پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از وزیر پرسید ؟! 
وزیر جواب داد : قربان ، این آشپز رسما به عضویت گروه 99 درآمد!


اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند : آنان زیاد دارند اما راضی نیستند ، تا آخرین حد توان کار می کنند تا بیشتر بدست آورند ، می خواهند هر چه زودتر " یکصد " سکه را از آن خود کنند و این علت اصلی نگرانی ها و آلام آنان است ...

 

درجه حفاظت (IP(International protection

از آنجا که محصولات صنعتی در تمامی مکانها با شرایط گوناگون آب و هوایی و دسترسی بکار می روند و بویژه با توجه به طیف گسترده شرایط محیطی در کشور پهناورمان، در نظر گرفتن حفاظت تجهیزات در برابر شرایط ذکر شده در طراحی ها ، برای حصول به امنیت کاربران، صحت عملکرد سیستم و حتی بهره برداری و کاهش تلفات انرژی و نیز آزمون و کیفیت سنجی این طراحی ها بسیار مهم و حیاتی می باشد.IP یک سیستم کد گذاری بین المللی برای تعین، طراحی و آزمون میزان حفاظت بدنه ( Enclosure ) تجهیزات الکتریکی و مکانیکی در برابر دسترسی افراد ، نفوذ اجسام خارجی و آب می باشد.

 

EPIL(شرکت آزمایشگاههای صنایع برق )

ادامه نوشته

سیاه و سفید (وصیت نامه شهید)

عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است     دادن سر نه عجب داشتن سر عجب است

تیغ  بارد  اگر آنجا  که  بود  جلوه  دوست       تن  ندادن ز وفا در دم خنجر عجب است

 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم

سلام بر حسین (ع) و انصار و اصحاب او و سلام بر تمام شهدا و رهروان آنان و سلام بر امام امت خمینی کبیر که بحق نائب حضرت ولی عصر ارواحناله الفدا بوده و پرچم خونین اباعبد الله الحسین (ع) را بردست گرفته و بیاری جد بزرگوارش حضرت ولیعصر (عج) برخاسته تا همگام با او و لبیک گویان به آن حضرت به همراهی امت حزب الله انتقام خون حسین(ع) و علی اکبر و ... را از یزیدیان زمان برگیرد و پرچم پر افتخار اسلام را در سرتاسر عالم بر اهتزاز درآورد.

ادامه نوشته

قطره ای از فضایل حضرت زهرا(سلام الله علیها)

 بی کران کرامت در وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا ( علیها السلام ) تجلی یافته است . یکی از این اعجازها را از کتاب ( سیما و سیره ریحانه پیامبر صلی الله علیه و آله ) نوشته آقای علی کرمی فریدنی روایت می کنیم .
هم سخن مادر
بسیاری از محدثان اهل سنت و شیعه آورده اند که ریحانه پیامبر پس از آفرینش و حضور نورش در سازمان وجود مادر ، هم راز و هم سخن و مونس و غمخوار مادر خردمند و فداکار خویش شد و در تنهایی غربت او - به قدرت خدا - گاه و بی گاه با او سخن می گفت .
خدیجه ، نخست این موضوع شگرف را کتمان می کرد ، اما یک بار اتفاق افتاد که پیامبر به طور ناگهانی وارد خانه شد و دید خدیجه بی آن که کسی در خانه باشد سخن می گوید ، از او پرسید با که گفت وگو می کنی ؟
ادامه نوشته

تأملي در شکل گيري وهابيت و عقايد آن

همفر با کمک زني که او هم جاسوس انگليس بود و نام مستعار صفيه را داشت محمد بن عبدالوهاب را بر آن داشتند تا دعوي خود را آشکارکند و سرانجام آن شد که پيروان او دست به تخريب اماکن مقدس اسلامي زدند.
ادامه نوشته

فمنیسم

از میان اقیانوس پر تلاتم زندگانی بشر مساله ای که در اغلب مقاطع دستخوش تغییر وتحول قرار گرفته است نحوه نگاه به جایگاه زن است.

در "سفر پیدایش" در تورات حوا به عنوان اولین زن ،منشا شر و گناه و مفسده  و انحراف آدم و دیگر انسانها شمرده میشود. در تفکرمسیحیت دردوره قرون وسطی علاوه برستمهای ناروا بر زن حتی بر انسانیت این موجود هم تردید می شود. 

انگاه که قران با منطق دور از عقل و تدبیر جاهلی مواجه است در مقابل زنده به گور کردن دختران،درهنگام ولادت دختر پیامبر(ص)می فرماید:"انا اعطیناک الکوثر"

ادامه نوشته

امام رضا

غرق عشق و شور و مستی بی مثال
غوطه ور در عالم فکر و خیال
پر کشیدم از زمین و از زمان
یافتم خود در مکانی لا مکان
آدم و حوا و هرچه زاده اند
گوییا در این زمین استاده اند
هر کسی در دست خود یک نامه داشت
نامه را در نزد حاکم میگذاشت
بعد از آن باری تعالی مینوشت
بنده اش اهل جهنم یا بهشت
رفت و رفت و نوبتش بر من رسید
نامه ام بگرفت و اعمالم چو دید
با غضب افکند سوی من نگاه
گفت چیزی تو نداری جز گناه
چشم تا به جهنم دوختم 
از نهیب شعله هایش سوختم
ناگهان زیبا رخی از ره رسید
حال زارم تا که دید آهی کشید
بعد از آن یار و آن دلدار گفت
رو به حق بنمود و با دادار گفت
پور موسی (ع) با تو صحبت میکند
ضامن آهو شفاعت می کند
گر چه او با نامه بد آمده
چند روزی را به مشهد آمده
آمده صد بار بر من رو زده
صحن و ایوان مرا جارو زده
گر چه او هم آبرویم برده است
آب سقا خانه ام را خورده است
خوب میدانم که خوش کردار نیست
لیک دیدم بهر زهرا می گریست

مطالب مربوط به این موضوع به زودی تکمیل خواهد شد.

مطالب مربوط به این موضوع به زودی تکمیل خواهد شد.