آشنایی با جلسات اهل ولاء


http://www.ahlevela.com

قبل از آغاز دهه ۸۰ ، استاد مهدی طیب ، به مناسبت هایی ، جلساتی برای دانشجویان و دیگر علاقمندان به سخنانشان در حوزه معارف دینی و عرفان شیعی ، برگزار می کردند ؛ لکن در آغاز دهه ۸۰ ، بنا به درخواست پی گیر آنان ، جلساتی را به صورت هفتگی آغاز نمودند که به یاری خداوند و عنایت اهل بیت علیهم السلام ، تا کنون ادامه یافته است و با حضور دانشجویان ، دانش آموختگان ، استادان ، فرهیختگان  و دیگر علاقمندان همه هفته ، روزهای پنج شنبه بعد از ظهر برگزار می شود.
جلسات مزبور ، پس از راه اندازی سایت اهل ولاء ، به تدریج ، به نام جلسات اهل ولاء شهرت یافت.
استاد مهدی طیب ، در این جلسات به تبیین معارف الهی و عرفان ناب شیعی می پردازند. سخنان استاد ، طی قریب یک دهه گذشته را می توان در محورهای زیر دسته بندی کرد.
۱/ مباحث اعتقادی
۲/ مباحث عرفانی
۳/ مراقبات عبادی و اعمال مستحب در سلوک عرفانی
۴/ مباحث سیره و تاریخ
۵/ مواعظ و معارف پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت علیهم السلام
۶/ مباحث اجتماعی اسلام
۷/ سایر مباحث

جلسات هفتگی استاد طیب به صورت مستقیم و همزمان ( آنلاین) ، از سایت اهل ولاء پخش می شود.
فایل ضبط شده هر جلسه ، به مدت یک هفته ( تا قبل از جلسه بعد ) ، از طریق همان سایت قابل استماع می باشد.
مجموعه مباحث استاد ، تا کنون در قالب ۲۴ سی دی صوتی ، بالغ بر ۵۲۴ ساعت ، تکثیر و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
فایل صوتی ضبط شده جلسات ، پس از ویرایش فنی و تقطیع موضوعی ، در بخش سخنان استاد  سایت اهل ولاء ، قرار داده می شود و خبر افزوده شدن آن ، در بخش تازه های سایت  ، به اطلاع کاربران گرامی می رسد.
امید است در آینده ای نه چندان دور ، فایلهای تصویری ضبط شده از جلسات استاد نیز ، برای استفاده علاقمندان آماده و از طریق سایت اهل ولاء و نیز در قالب DVD  ، در اختیار مشتاقان قرار گیرد.
با عنایت به هدف آموزشی و تربیتی که از جلسات اهل ولاء ، مد نظر می باشد ، علاقمندان حضور و عضویت در جلسات مزبور ، متعهد می گردند به صورت منظم و پیوسته در جلسات ، حضور یابند و مجموعه سخنان قبلی استاد را استماع و کتب ایشان را مطالعه و یادداشتهای خود از آنها را به مسئولان جلسه ارائه دهند تا در سوابق آموزشی آنان ثبت گردد.
جلسات اهل ولاء می تواند پذیرای حضور و عضویت تمام عزیزانی باشد که به مطالب استاد علاقمند و به تعهدات فوق پایبند باشند.
لازم به ذکر است که جلسات اهل ولاء ، در گذشته و حال ، هرگز به هیچ ارگان و نهادی وابستگی نداشته و به صورت کاملا مستقل و مردمی ، بدون دریافت هر گونه حمایت و کمک مالی از سوی هر مرجع و سازمانی ، فعالیت می نماید.



جلسات هفتگی اهل ولاء، ساعت ۱۵:۳۰ روزهای پنج‌شنبه، در آدرس زیر تشکیل می‌شود.

تهران . میدان حرّ . خیابان امام خمینی . (ایستگاه دانشگاه امام علی ع مترو  صادقیّه) . ضلع غربی دانشگاه امام علی ع . خیابان شعاع . کوچه منطقه . حسینیّه انصار المهدی عج .

معصومه (س) ضربت بالای ارادت به ولایت است،  معصومه، قصه بلند مدینه تا مشهد است  


یاد مدینه كردم،با گوش جان شنیدم
لبیك را ز بالا ،تا در حرم رسیدم 
آیا شد آشكارا ،قبر نهان زهرا(س)؟
یا فاطمه(س) ز هر سو، با گوش جان شنیدم
بنت امام كاظم(ع)، اخت امام هشتم(ع)
باشد شفاعتش را ،روز جزا امیدم
یا بضعه ‏الرساله، ما را مران ز درگه
گشتم گدای كویت، از غیر دل بریدم
بر زاده برادر، جان جواد(ع) سوگند
رحمی اگر چه زیر، بار گنه خمیدم
یا فاطمه(س) شفاعت، از روسیاهی‏ام كن
تا خلق روز محشر، بینند رو سپیدم

http://www.oshagh-qaem.ir

شروع ثبت‌نام سومین دوره‌ی مجازی و نهمین دوره‌ی حضوری غدیرپژوهی

این کارگاه که مجری دوره‌های کارگاهی آموزش تخصصی معارف شیعه با محوریت پاسخ به شبهات امامت و ولایت بر اساس منابع معتبر شیعه و اهل تسنن است، بعد از برگزاری موفق چندین دوره‌ی آموزشی، اقدام به ثبت‌نام از علاقمندان برای نهمین دوره‌ی حضوری و سومین دوره‌ی مجازی (به‌صورت آنلاین) کرده است. دوره‌های سوم مجازی و نهم حضوری شامل یک سطح از سطوح چهارگانه‌ی آموزشی این کارگاه بوده و هزینه‌ی ثبت‌نام این دوره‌ها 21 هزار تومان برای 15 جلسه‌ی آموزشی دو ساعته می‌باشد. هم‌چنین غدیرپژوهان علاوه بر شرکت در کلاس، هرهفته حدود یک ساعت مباحثه خواهند داشت. دوره‌ی سوم مجازی در پنج گروه و دوره‌ی نهم حضوری درچهارگروه از دوشنبه تا جمعه تشکیل می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند با انتخاب گروه مورد نظر خود برای ثبت‌نام اقدام کنند. هم‌چنین برای کسب اطلاعات بیش‌تر می‌توانند با شماره‌های 88106504-021 الی 9 تماس بگیرند. به نقل از http://www.kargahghadir.com

آن مرد آسان بود

سلام
(اهل سلوک ومراقبه حتما بخوانند)

 در سال های جوانی، من و دوست هایم خیلی افتاده بودیم تو خط اخلاق و اعتقاد. نتب کلاس و جلسه اخلاقی و تقوایی داغ بود.
تلویزیون پشت هم از همین برنامه ها و توصیه ها پخش می کرد. یک دنیا دستور نکنید و بکنید توی سرهای ما چرخ می خورد. می خواستیم خوب باشیم و خوب بودن آن روزها خیلی سخت شده بود. مدام داشتیم خودمان را مجبور می کردیم که مثل حضرت رفتار کنیم. نمی شد. نمی توانستیم. به خودمان فحش می دادیم. ناامید می شدیم. فکر می کردیم عیب های اساسی داریم و دیگر درست شدنی نیستیم.‏
چند سالی طول کشید تا فهمیدیم گره کار توی همین مجبور کردن است. ماجرا زورکی نیست. فهمیدیم آدم ظریف است و یک شبه نمی شود به اش شکل داد. مثل کار سفالگری می ماند که اگر فشار دستت را زیاد کنی، به جای شاهکار هنری از زیر دستت هیولای گلی می آید بیرون. ولی دیگر خیلی دیر شده بود. خیلی از همسفرهایمان خیال کرده بودند دین یعنی همین زور و فشار و گفته بودند ما نخواستیم و خداحافظ. ‏

در روایت های معتبر هست که همان پیامبری که ما داشتیم خودمان را هلاک می کردیم مثل او بشویم،  توی مدینه یکی را تو اوضاع و احوالی شبیه ما می بینند. به اش تشر می زنند که: با خودت با مدارا رفتار کن! آن هایی که به خودشان زیاد فشار می آورند مثل سواری اند که برای زود رسیدن، آن قدر به مرکبش شلاق می زند که اصلا به کل نمی رسد. ولی وقتی ما این روایت ها را خواندیم دیگر دیر شده بود. رفقایمان شلاق را زده بودند، مرکبشان از حال رفته بود و حالا دیگر اصلا توی راه نبودند که بشود به شان گفت پیامبر(ص) دینی که شما ازش رمیده اید، جور دیگری بوده. ‏

روایت ها می گویند مرد آسانی بود. نرم و روان. نمازش از همة نمازها سبک تر و خطبه اش از همة خطبه ها کوتاه تر بود.
 کارهای خوب که می کرد، حظ می کرد. دقیقا همان حلقه ای که ما آن سال ها گم کرده بودیم. لذت اخلاق. این که از درستی و راستی کیف کنی. می دانم که می گویند این مرحله های جوششی بعد از کوشش می آید. اول آدم باید به خودش سخت بگیرد تا بعد لذتش را ببرد. ولی فکر کنم این سعی، این دویدن، این کوشش یا هر چی که هست، باید آرام باشد. درست مثل راه رفتن حاجی ها بین
صفا و مروه. روان و متین. بعضی جاها را فقط باید هروله کرد. همین. وگرنه بقیة راه را باید جوری پا از پا برداری که یکی اگر از دور تو را ببیند، فکر کند داری رو ابر راه می روی. به همان سبکی، به همان لذت. به همان دقت.  چون همیشه این احتمال هم هست که رشته های نازک زیر قدم هایت پاره بشوند و معلق بمانی. می گویند حضرتش به همین اعتدال بود.‏
مرد راحتی بود. سیره های تاریخی، این را می گویند. ما به کسی می گوییم آدم راحت که از زیر مسؤولیت ها آسان شانه خالی کند و بی خیال باشد. اما حضرتش، هم بار را بر شانه داشت هم راحت بود. باورش سخت است. چون ما به یکی از این دو تا عادت داریم. ما به صورت عبوس همة مردانی که کارهای سختی دارند، عادت داریم. برای ما اصولا بام، جایی است که از یکی از دو طرفش باید افتاد. تجسم یکی که راحت و متعادل روی لبة باریک بام بایستد و بیش از همة مردم متبسم باشد، سخت است. مرد عربی چیزی آورد. گفت: این، هدیة شما! کمی که گذشت، گفت: حالا پول هدیه ام را بدهید. پیامبر(ص) خندید. از ته دل.

روزهای بعد، هر وقت غمگین می شد می گفت: آن اعرابی چه شد؟ کاش دوباره می آمد. روایت ها می گویند اهل مزاح بود. اگر یکی از اصحاب، گرفته بود، شوخی می کرد تا او را به خنده وادارد. همان روایت ها هم می گویند کلماتی که بر او نازل می شدند آن قدر سنگین بودند که در روزهای سرد، اگر وحی می آمد صورتش غرق عرق می شد. ‏

چقدر دوست داریم که یکی، این دوتایی های محال را کنار هم داشته باشد. هم این باشد، هم آن. سال هاست که همه مان یکی از این دوتاییم. عادت کرده ایم آدم عمیق، آدمی با فکرهای پیچیده و لایه های متفاوت، خیلی تودار باشد. هیچ حسی توی صورتش پیدا نباشد. راحت قاطی حرف های دیگران نشود و اصلا نشود فهمید چه فکری دارد می کند. ولی اوصافی که از پیامبر (ص) در سیره ها آمده، اصلا شبیه عادت همیشگی ما نیست. کتاب های معتبر همه این را گفته اند که وقتی خوشحال بود یا وقتی از چیزی خوشش می آمد صورتش می درخشید. بعضی راوی ها گفته اند مثل آیینه. بعضی هم گفته اند مثل قرص ماه.

اگر هم از چیزی غمگین بود، چشم ها و صورتش گرفته می شد. تار می شد. ما فقط بچه ها و آدم های ساده دل را سراغ داریم که موقع شادی صورتشان برق بزند. از خوشی چشم هایشان بدرخشد. اصلا باورمان نمی شود جسم هیچ متفکری این قدر شفاف باشد. ‏
مردم حرف درآورده بودند که این مرد، ساده لوح است. این را خود قرآن می گوید. بس که قاتی مردم می شد و رویش نمی شد حتی وقتی کار دارد، به شان بگوید پا شوند بروند. می گویند با هر کس دست می داد، دست خود را نمی کشید تا طرف دست خود را بکشد. با هر کس می نشست، آن قدر صبر می کرد تا خود او برخیزد و آن قدر حرفش را گوش می کرد تا خود او حرفش را قطع کند. اصحابش گفته اند وقتی از چیزی به خنده می افتادیم، با ما می خندید؛ وقتی تعجب می کردیم، با ما تعجب می کرد. از آخرت حرف می زدیم، با ما دربارة همان حرف می زد. از دنیا می گفتیم، با ما از همان می گفت. از خوردنی ها و آشامیدنی ها هم حرف می زدیم، او هم از همان حرف می زد.‏

تصورش سخت است؟ نه؟ دلمان برای مردانی که بلد باشند روی این لبه های تیز راه بروند تنگ شده. آخرین باری که یکی از این ها را دیدیم، کی بود؟ کاش می آمد این  دور و بر  هم سری می زد. ‏

روایت ها می گویند: وقتی از او کاری می خواستند اگر موافق بود می گفت آری و زود انجام می داد. اگر نمی خواست انجام بدهد، فقط سکوت می کرد. هیچ وقت نمی گفت: نه! هیچ وقت نمی گفت: نه!

 ‏
*******************
روایت های به کار رفته در متن یادداشت، همه از کتاب سنن النبی نوشتة علامه طباطبایی برداشته شده اند. 

  aa.hasanvand@gmail.com
 با تشکر از آقای حسنوند برای ارسال این مطلب

کارگاه غدیرپژوهی

پذيرش غديرپژوه در دوره چهارم

كارگاه تخصصي غديرپژوهي با هدف دروني سازي معارف علوي و گسترش آموزه هاي شيعي به برگزاري دوره ي چهارم در سه بازه زماني اقدام مي نمايد.

گروه حضرت خديجه سلام الله عليها: چهارشنبه ها از ساعت 17 الي 19

گروه مسلم بن عوسجه: پنج شنبه ها از ساعت 10 الي 12

گروه ذوالشهادتين: پنج شنبه ها از ساعت 13:30 الي 15:30

علاقه مندان جهت ثبت نام مي توانند به دو صورت اقدام نمايند.

ثبت نام اينترنتي

با مراجعه به پايگاه اينترنتي کارگاه به آدرس: http://www.kargahghadir.com/

ثبت نام حضوري

از طريق مراجعه به دفتر کارگاه به نشاني: تهران، ضلع جنوبي ميدان آرژانتين، کوچه نوزدهم، شماره 4،ساختمان کارگاه تخصصي غدير پژوهي

مهلت ثبت نام تا 20/9/90

شروع دوره از 23/9/90

طول دوره 24 ماه

اولويت پذيرش با کساني است که زودتر ثبت نام کرده باشند.

هزينه برگزاري کل دوره (منهاي جايزه سفر به کربلا)

براي هر غدير پژوه بيش از سيصد هزار تومان بر آورد شده است.

غدير پژوهان تنها حدود 20% از آن را يعني شصت هزار تومان پرداخت خواهند کرد.

88106505   تا   88106509

پست الکترونيکي: info@kargahghadir.com

برای این كه بابا بشكند از پا میان علقمه بانگ "برادر جان مرا دریاب" كافی بود ...

چه فكری می كنی ای تیر آیا قد اصغر را نمی بینی؟/ مگر بر آستان خیمه مادر را نمی بینی؟ /

كه خود را می كشی این قدر با شدت/ كه دقت كرده ای این گونه با دقت/ كه از زه می پری

این طور با سرعت؟/ همیشه نقطه ی قلب هدف مشكی ست / اما خوب دقت كن! / كه این دفعه

سفیدی گلوگاهی هدف گشته / به روی دست خورشید جهان ماهی هدف گشته / اگر یك شعبه هم

بودی نمی ماند از گلو چیزی / چه تصویر غم انگیزی / كه تیری با سه تا شعبه به سوی

حنجری رفته / به قصد آفتابی بر ورای منبری رفته / پریشانم از این برخورد/ گر آبش نمی

دادید این كودك خودش می مرد/ چرا تیر سه شعبه؟ كه برای كودك تشنه  نبودِ آب كافی بود /

برای این كه بابا بشكند از پا میان علقمه بانگ "برادر جان مرا دریاب" كافی بود / فقط درد علی

اكبر برای این كه از پا در بیاید عاقبت ارباب كافی بود / چرا دیگر علی اصغر؟  چرا شش ماه ی

پرپر؟/ چه فكری می كنی ای تیر  هر اندازه مجبوری / هدف كوچك تر است از تو نمی بینی

مگر كوری؟ / مگر كوری؟ یقینا با چنین فرضی / چنین طولی  چنین عرضی / اگر حتی به

بالا ... نه! به زیر گردنش خوردی / به غیر از حنجره از صورتش هم قسمتی بردی / مگر

حجم گلوی آدم بالغ چه اندازه ست؟  علی اصغر تشنه كه دیگر جای خود دارد / هزاران نكته در

این جاست كه فرضِ نشد دارد؛/ یكی این كه به این سرعت  اگر تیری رها گشته / زبانم لال حتما

سر از این پیكر جدا گشته / و گر هم مانده جای تیر و حنجر جا به جا گشته / و دیگر این كه از این

سو گلوی خشك شش ماهه ز جنس نرم غضروف است / و از آن سو نشانه گیری زیر گلوی

حرمله بسیار معروف است / نتیجه گیری اش از تو ،  شب هفتم همیشه روضه مكشوف

است !!!


http://hosenih.mihanblog.com/

برگزاری مراسم دهه اول محرم

 

سخنران : دکتر محمد اسدی گرمارودی

زمان: از ساعت ۲۰

مکان : حسینیه حاجیان ، خیابان دکتر شریعتی(نرسیده به حسینیه ارشاد)، بالاتر از سه راه ضرابخانه ، دشتستان دوم  ، پلاک 6

تلفن : 22890153

نامه ایی به خدا در موزه گلستان

این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان
ناصرالدین شاه طلبه ای در مدرسه مروی تهران بود و از آن طلبه های فقیر
بود. آن قدر فقیر بود که شب ها می رفت دور و بر حجره های طلبه ها می گشت
و از توی باقیمانده غذاهای آن ها چیزی برای خوردن پیدا می کرد.یک روز
نظرعلی به ذهنش می رسد که برای خدا نامه ای بنویسد.نامه ی او در موزه ی
گلستان تهران تحت عنوان "نامه ای به خدا" نگهداری می شود.
مضمون این نامه :

نظرعلی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟ می
گوید، مسجد خانه ی خداست.پس بهتره بگذارمش توی مسجد. می رود به مسجد امام
در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) نامه را در مسجد در یک سوراخ قایم
میکنه و با خودش میگه: حتما خدا پیداش میکنه!
او نامه را پنجشنبه در مسجد می ذاره. صبح جمعه ناصرالدین شاه با درباری
ها می خواسته به شکار بره. کاروان او ازجلوی مسجد می گذشته، از آن جا که
به قول پروین اعتصامی
"نقش هستی نقشی از ایوان ماست                آب و باد وخاک سرگردان ماست"
ناگهان به اذن خدا یک بادتندی شروع به وزیدن می کنه نامه ی نظرعلی را روی
پای ناصرالدین شاه می اندازه. ناصرالدین شاه نامه را می خواند و دستور می
دهد که کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه ی مروی می فرستد، و
نظرعلی را به کاخ فرا می خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند ،دستور می
دهد همه وزرایش جمع شوند و می گوید:نامه ای که برای خدا نوشته بودند،
ایشان به ما حواله فرمودند.پس ما باید انجامش دهیم و دستور می دهد همه ی
خواسته های نظرعلی یک به یک اجراء شود!

سايت خبري – مذهبي صداي شيعه


آخرين اخبار سياسي و مذهبي ايران و جهان شيعه

امکان دانلود دعاي کميل و دعاي توسل و زيارت عاشورا ... با صداي باسم کربلايي

بخش اس ام اس ويژه مناسبتهاي مذهبي

گالري تصاوير شامل تصاوير زيبا از مسجدالنبي (ص)، مسجد جمکران،قبرستان بقيع، تصاوير گرافيکي زيبا در مورد حضرت زهرا (س) و  عاشورا و حضرت ابوالفضل (ع) و ...

برای اطلاعات بیشتر به آدرس زیر رجوع کنید

http://www.sedayeshia.com

موفق باشید

بخش ويژه موبايل از جمله رينگنتون ها ي محرم و دعا و ذکرهاي مذهبي و کتب مذهبي

آخرين استفتائات مهم و روز مراجع تقليد در بخش ويژه استفتا

بخش ويژه شعر و ادبيات با مطالب متنوع

ويژه نامه هايي درباره حضرت زهرا(س) ، امام زمان (ع)، آيت الله بهجت ، بهائيت ، فرقه ها ي جديد و...

همراه با مقالا ت و مصاحبه ها ي مذهبي و سياسي و خبرهاي ويژه ...
 

دليل علمي ذبح اسلامي

 

متنی که پیش رو دارید بر گرفته از مصاحبه ای است که تبیان با سرکار خانم لیلا شهرستانی انجام داده است . خانم لیلا شهرستانی محقق علوم اسلامی هستند که در امریکا زندگی می کنند و در رشته میکرو بیولوژی تحصیل کرده اند. ایشان دوره لیسانس را در دانشگاه کالیفرنیا استیت یونورسیتی فولرتون در رشته بیولوژی و دوره فوق لیسانس را در کالیفرنیا استیت پالی تکنیک یونورسیتی در رشته میکرو بیولوژی سپری کرده اند .در جریان تحقیقات دانشگاهی جرقه ای در مطالعات میان رشته بین علوم اسلامی و میکرو بیولوژی در ذهن ایشان زده می شود که باب جدیدی را در فعالیت های ایشان می گشاید . 

  

ادامه نوشته

یادآوری : وعده ما شبهای جمعه ساعت 7 شب ...

 

 

الا که جان جهانی خدا کند که بیایی ...

.. توی ساختمون حسابداری دانشگاه کار داشتم ، درست روزهایی که خیلی دلم گرفته بود ، یکدفعه

برگه ای روی برد ساختمون توجهم رو به خودش معطوف کرد :

 

  حضرت مهدی(عج): ما از حال شما غافل و بی خبر نیستیم! .... 

( ببخشید ! اگه کسی بقیه روایت رو میدونه برام بنویسه ُ درست یادم نیست.

در انتهای برگه هم این مطلب به چشم میخورد:

برای فرج بسیار دعا کنید که فرج شما در آن است.

اولین قدم ما این باشد که با دعای دسته جمعی در شبهای جمعه که درهای رحمت الهی برای استجابت دعا باز است راس ساعت 19 دو رکعت نماز حاجت (مثل نماز صبح) بخوانیم و فرج آن مظلوم را از خداوند متعال خواستار شویم و در این امر استقامت داشته باشیم ودیگران را نیز تشویق کنیم .

فکر نمی کنید امشب نقطه شروع مناسبی برای این کار باشه ؟

انشاءالله پروردگار عیدی امشب همه ما رو از دست با برکت امیر المومنین (ع) فرج فرزند ایشان قرار دهد.

www.emameasr.org

تربت مقدس رضوى (ع)

مولانا محمد معصوم يزدى ساكن مشهد مقدس كه يكى از صلحاى ارض ‍ اقدس رضوى بود نقل نمود.
من مبتلا به تب نوبه شدم و هرچند مداوا كردم بهبودى حاصل نشد تا روزى در عالم خواب شخصى نورانى با شمائل روحانى بمن فرمود چرا از آنچه در فلان حجره و در صندوقچه مى باشد بر بدن خود نمى مالى چون از خواب بيدار شدم از شدت مرض خواب خود را فراموش كرده و از بسيارى درد و حرارت تب ناله مى كردم .
ناگاه مادرم در آنوقت آمد و چون مرا باَّن شدت مرض ديد كه ناله مى كنم گفت اى فرزند از لطف الهى نااميد مباش و تو چرا در اين مدت مرض از غبار ضريح مطهر حضرت رضا (ع ) بر بدن خود نماليده اى .
گفتم اى مادر آن غبار شريف كجاست و چرا نمى آورى تا من از اين سختى و شدت مرض خلاص شوم .

مادرم فوراً رفت و صندوقچه اى آورد و باز كرد و قدرى غبار ضريح مطهر بيرون آورد و بمن داد پس من گرفتم و بر سر و رو و سينه خود ماليدم و بخواب رفتم و چون پس از ساعتى بيدار شدم

وبلاگ امام رئوف - www.Imam-Raouf.blogfa.com

ادامه نوشته

زائری بارانی ام ، آقا به دادم می رسی؟

زائری بارانی ام ، آقا به دادم می رسی؟

بی پناهم ، خسته ام، تنها، به دادم می رسی ؟

گر چه آهو نیستم ، اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها، به دادم می رسی ؟

از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند

گنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی ؟

ماهی افتاده بر خاکم لبالب تشنگی

پهنه ی آبی ترین دریا، به دادم می رسی ؟

ماه نورانی شب های سیاه عمر من

ماه من ، ای ماه من، آیا به دادم می رسی ؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه ی زهرا، به دادم می رسی ؟

باز هم مشهد ، مسافرها، هیاهوی حرم

یک نفر فریاد زد : آقا به دادم می رسی؟

 http://eslampoormohamad.persianblog.ir/

ويژگيهاى حضرت معصومه (س)

 

تعداد امامزادگان شايسته تعظيم و تجليل در «دار الايمان قم‏»كه بر فراز قبور مطهرشان گنبد و سايبان هست‏به چهارصد نفرمى‏رسد.

در ميان اين چهار صد اختر تابناكى كه در آسمان قم نورافشانى‏مى‏كنند، ماه تابانى كه همه آنها را تحت الشعاع انوار درخشان‏خود قرار داده، تربت پاك شفيعه محشر، كريمه اهل‏بيت‏پيمبر(عليهم السلام)، دخت گرامى موسى بن جعفر، حضرت معصومه(س)مى‏باشد.

پژوهشگر معاصر، علامه بزرگوار، حاج محمدتقى تسترى، مولف قاموس‏الرجال مى‏نويسد: «درميان فرزندان امام كاظم(ع) با آن همه كثرتشان بعد از امام‏رضا(ع)، كسى همسنگ حضرت معصومه(س) نمى‏باشد. » محدث گرانقدرحاج شيخ عباس قمى به هنگام بحث از دختران حضرت موسى بن‏جعفر(ع)، مى‏نويسد: «برحسب آنچه به مارسيده، افضل آنها سيده جليله معظمه، فاطمه‏بنت امام موسى(ع)، معروف به حضرت معصومه(س) است.» بررسى‏شخصيت‏برجسته و فضايل گسترده حضرت معصومه(س) در اين صفحات‏نمى‏گنجد. در اين نوشته به برخى از ويژگيهاى آن خاتون دوسرااشاره مى‏كنيم:

ادامه نوشته

به تمام کسانی که امیر المومنین را دوست دارند ...


ادامه نوشته

برگزاری مراسم شب های قدر

 

سخنران : دکتر محمد اسدی گرمارودی

زمان: جمعه 28/5 ، یکشنبه 30/5 ، سه شنبه 1/6 از ساعت 23

مکان : حسینیه حاجیان ، خیابان دکتر شریعتی(نرسیده به حسینیه ارشاد)، بالاتر از سه راه ضرابخانه ، دشتستان دوم  ، پلاک 6

تلفن : 22890153

ضمنا حرکت دسته عزاداری به مناسبت شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) در روز دوشنبه 31/5 از ساعت 17:30 برقرار می باشد.

 




أیما عبداطلعت علی قلبه فرأیت الغالب علیه التّمسک بذکری
تولیّت سیاسته و کنت جلیسه و محادثه و أنیسه
«»««»«»«»«»
هر بنده ای که بر دل او نظر انداختم، ودیدم حال غالب بر آن
ذکر من است، تدبیر امور او را خود عهده دارشده و
همنشین، هم صحبت، و أنیس او می شوم.

«حدیث قدسی»


امام‌حسن (ع) در كلام پيامبر اسلام (ص)

در روايات و احاديث معتبر، مي‌توان به علاقه وافر و هم‌زمان پيامبر (ص) به امام حسن (ع) و

 امام حسين (ع) پي برد كه نشان‌دهنده جايگاه برابر اين دو نسبت به هم و همچنين داشتن

رتبه بالاتر نسبت به ديگر جوانان بهشتي است.


ادامه نوشته

توصیه ی حاج آقا دولابی برای ماه مبارک رمضان

 

کلام حاج اسماعیل دولابی

حاج اسماعیل دولابی  توصیه‌هایی برای درک لحظات ویژه ماه مبارک رمضان دارد که بخشی از آن را با هم مرور می کنیم
.
شب‌های ماه رمضان است، اغلب شما جوان هستید. وضو بگیرید. نماز بخوانید. کم حرف بزنید. کم قصه بگویید. این چیزهایی که در تلویزیون نشان می‌دهند برای تفریح است یا برای بچه‌ها. شما که روزه دارید کمتر این و آن را گوش دهید. کمی به کارهایتان برسید
.
نیم ساعت یا یک ساعت بعد از نماز در سجاده بنشینید و خدا را یاد کنید. افطار که کردید، بدنتان که آرام گرفت، به دعایی، به ثنایی یک دقیقه خدا را یاد کنید. با خودتان خلوت کنید. به قرآن نگاه کنید. با اینکه اصلا ساکت بنشینید. این خیلی قیمتی است. آدم افطار حقیقی را با خدا می‌کند. افطار حقیقی که خوردن نیست. ابعث حیا، آن افطار است
ادامه نوشته

لطفا برای آن دسته از دوستان که مقدور است، این بیانیه رو منتشر کنند

بسمه تعالی
 
احتمالا دوستان شنیدند که شبکه سعودی ام بی سی قرار است در شبهای ماه مبارک رمضان سریالی به نام الأسباط پخش کند
 
که توهین به عقاید شیعه است و همچنین می‌خواهند چهره امام حسن و حسین علیهما السلام را نیز نشان دهند. همچنین این
 
سریال به دنبال تبرئه معاویه و یزید و محکوم کردن دو امام معصوم بزرگوار است. به همین جهت،‌ آیت الله سبحانی،‌مرجع
 
بزرگ جهان تشیع، بیانیه‌ای صادر کردند  و لذا از دوستانی که امکانش رو دارند خواهش دارم در پخش این بیانیه، به ویژه
 
روی وبسایت‌های خبری و خبرگزاری‌ها بکوشند. نسخه عربی و انگلیسی این بیانیه هم روی سایت اتحادیه رادیو و
 
تلویزیون‌های اسلامی به آدرس زیر موجود است:www.irtvu.com
 
در ضمن، روزنامه جمهوری اسلامی نیز در تاریخ 4/5/90 این بیانیه رو منتشر کرده. با تشکر از همگی

مهمترین خواسته در دعای قنوت

«وَ مِنْهُمْ مَن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الاْخِرَةِ حَسَنَةً و َقِنَا عَذَابَ النَّارِ * أُولئِکَ لَهُمْ نَصِیبٌ مِمَّا کَسَبُوا وَاللّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ؛[1] و گروهی از آنان می‌گویند : پروردگارا! به ما در دنیا نیکی و در آخرت هم نیکی عطا کن، و ما را از عذاب آتش نگاه دار. * اینانند که از آنچه به دست آوردهاند، نصیب و بهره فراوانی دارند، و خدا حسابرسی سریع است.»
دسته‌ای از مردم جز امور مادی و مسائل ظاهری هدفی ندارند، اینان از تمام حیات به غیر از خوراک و پوشاک و مسکن و مرکب چیزی نصیبشان نیست، ولی عده دیگر مردمی هستند که از پی معرفت و ایمان، اندیشه و افکارشان محدود به مسائل مادی محض نیست، بلکه شؤون دنیایی را به عنوان مقدمه رشد و تکامل معنوی میخواهند و برای آخرتشان سعادت ابدی و همیشگی و این آیه کریمه منطق عالی اسلام را در مسائل مادی و معنوی مشخّص میسازد و کسانی را که تنها در مادّیات غوطه ورند محکوم می سازد.
حسنه در آیه شریفه دارای مفهومی وسیع است و تمام مواهب مادی و معنوی را در بر می‌گیرد، پاره‌ای از روایات در توضیح حسنه به بعضی از مصادیق آن اشاره کرده است.
قالَ رَسولُ اللّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله: مَنْ اُوتِیَ قَلْبًا شاکِرًا وَ لِسانًا ذاکِرًا وَ زَوْجَةً مُؤْمِنَةً تُعینُهُ عَلی اَمْرِ دُنْیاهُ وَآخِرَتِهِ فَقَدْ اُوتِیَ فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الاْخِرَةِ حَسَنَةً و َوُقِیَ عَذابَ النّارِ [2]؛ آن کس که خداوند به او قلبی سپاسگزار و زبانی آراسته به یاد حق و همسری با ایمان که وی را در امر دنیا و آخرت یاری کند ببخشد نیکی دنیا و آخرت نصیبش شده و از عذاب آتش بازداشته شده است.
اینان از آنچه کسب کرده اند بهره می برند که خداوند سریع الحساب است.
معطّلی افراد در روز قیامت در امر محاسبه در رابطه با اعمال آنهاست نه در ارتباط با ضعف حسابگر، آنانکه در دنیا حقوق حق و حقوق خلق را معطّل کردند، البته در آخرت در مرحله حساب معطّل خواهند شد که گاهی هزاران سال آخرتی، معطّلی آنان طول می‌کشد،
خداوند سریع الحساب است!
سریع الحساب از اسما حضرت اوست و چون وجود مقدّسش مستجمع جمیع صفات کمال است و برای حضرتش محدودیّتی در هستی و قدرت نیست از این جهت رسیدگی به حساب خلایق حتی در یک لحظه برای جنابش امر سختی نیست. در حدیث آمده :
«اِنَّ اللّهَ سبحانه یُحاسِبُ الْخَلائِقَ کُلَّهُمْ فی مِقْدارِ لَمْحِ الْبَصَرِ [3]: خداوند به اندازه یک چشم به هم زدن به حساب همه خلایق می رسد.»
معطّلی افراد در روز قیامت در امر محاسبه در رابطه با اعمال آنهاست نه در ارتباط با ضعف حسابگر، آنانکه در دنیا حقوق حق و حقوق خلق را معطّل کردند، البته در آخرت در مرحله حساب معطّل خواهند شد که گاهی هزاران سال آخرتی، معطّلی آنان طول می‌کشد، چنانچه پاره‌ای از روایات بر این مهمّ دلالت دارد، ولی آنان که در دنیا به انجام فرایض اقدام کردند و از محرّمات روی گرداندند و حق احدی از مردم را معطّل ننمودند، البته در قیامت در معرض نسیم رحمت سریع الحساب قرار گرفته و یک چشم به هم زدنی از قیامت به بهشت می روند، اینان همان انسان‌هایی هستند که در معارف الهیه از آنها تعبیر به منبع برکت، چشمه فیض، انسان مؤمن، چراغ راه و موجودی الهی شده است، آن بزرگوارانی که در تمام طول زندگی جز خدا و خشنودی او نظری نداشتند و تلاش آنان فقط و فقط به خاطر تأمین سعادت جاودانی بود و محور عشقی جز حضرت دوست نداشتند.

منبع:http://tadabbor.org

مراقبات ماه رمضان

02- وظايف ما در ماه رمضان دعاي 44 صحيفه سجاديه

17

1999

دانلود

03- روزه به عنوان يك عبادت

21

2568

دانلود

04- حكمت ها و هدف هاي روزه به صورت خاص

48

5650

دانلود

05- آيات روزه در سوره بقره ، مراتب تقوا

45

5354

دانلود

06- تعابير روزه در قرآن ، صبر ، صيام ، سياحت

40

4714

دانلود

07- اقسام روزه داران ، ماه رمضان ضيافت الله

58

6823

دانلود

08- هفته آخر رمضان المبارك

33

3874

دانلود

09- عيد فطر

27

3176

دانلود

10- سئولات در مورد عید فطر

3

343

دانلود

 

http://www.ahlevela.com/

رهائى فطرس

امشب اى ياران نويد آورده ‏ام
مژده از عيدى سعيد آورده ام
ماه شعبان است و ماه رحمت است
غرق شادى قلب آل عصمت است
خاصه امشب سوم اين ماه نور
ماه فيض و عزت و ماه سرور
ماه لطف و رحمت پروردگار
جلوه‏ دار طلعت هشت و چهار
بس از اين مه پيك سرمد مى ‏رسد
از فضا بوى محمد مى ‏رسد
امشب عيد افتخار آدم است
عيد مولود عزيز خاتم است
مژده بايد گفت عبداللَّه را
مولد مسعود ثاراللَّه را
امشب آرى مقتدا از ره رسيد
سومين نور هدى از ره رسيد
عاشقان فيض جلى را بنگريد
نور چشمان على را بنگريد
جبرئيل است و ملك در زمزمه
روى آورده به بيت فاطمه
جمله سرمستند از بوى حسين
شيفته بر روى دلجوى حسين
دم به دم گويند با شور و شعف
تهنيت بر احمد و مير نجف
هم به زهرا مادر آن نازنين
بر زبان دارند صدها آفرين
وقت آن شد فطرس آيد پيشتر
آنكه باشد از همه دلريش‏تر
آنكه از قهر الهى سوخته
ديده بر فيض حسينى دوخته
بال و پر بر مهد مولا مى‏ كشد
پر به سوى آسمانها مى ‏كشد
بر زبان دارد به وجد و شور و شين
اين منم آزاده ى دست حسين
هر كه از جا به عزّ و احترام
سوى مولايم كند عرض سلام
اين ارادت را به تكريم و شتاب
مى‏رسانم محضر آن مستطاب
اى خوشا تائب كه با شوقى تمام
بر عزيز فاطمه گوئى سلام
 

من نیازمند توام ای صاحب عرش عظیم

دعاى حضرت هنگامى كه مهمى برايش رخ مى ‏داد، يا حادثه اى بر او نازل مى ‏شد و در هنگام اندوه:
 اى كسى كه گره‏هاى سختيها بوسيله تو گشوده مى‏شود، و اى كسى كه تندى و سورت شدائد بتو مى‏شكند، و اى كسى كه بيرون شدن از تنگى به راحتى فرج از تو طلبيده مى‏شود. دشواريها به قدرت تو هموار شده و سلسله اسباب به لطف تو بر قرار گشته، و قضا به قدرت تو جريان يافته و اشياء بر وفق اراده تو روان شده‏اند، پس همه چيز به مجرد خواست توبى‏گفتنت فرمان پذيرند، و به محض اراده تو بدون نهى كردنت، باز داشته شده‏اند. توئى خوانده شده براى حل مشكلات و توئى پناه در بليات. جز بلائى كه تواش دفع كنى بلائى دفع نمى‏شود، و غير از آنچه تواش بر طرف سازى بر طرف نمى‏گردد هم اكنون، اى پروردگار من بلائى بر من فرود آمده كه سنگينيش مرا به زانو در افكنده و گرفتاريئى به من رو آورده كه تحملش مرا از پا در آورده، و آن را تو به قدرت خود وارد آورده‏اى و به اقتدار خود بر من متوجه ساخته‏اى، پس براى آنچه تو وارد كرده‏اى برگرداننده‏اى، و براى آنچه تو پيش آورده‏اى تغيير دهنده‏اى، و براى آنچه تو فرو بسته‏اى گشاينده‏اى، و براى آنچه تو مشكل ساخته‏اى آسان كننده‏اى، و براى آنكه تو خوار كرده‏اى، يارى دهنده‏اى نيست، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و به رحمت خود در آسايش را اى پروردگار من به رويم بگشاى، و به قوت خود سلطان غم را از هجوم بر من منهزم ساز، و مرا در شكوايم به توجه كامل نائل فرماى، و در آنچه مسئلت كرده‏ام شيرينى احسان خود را به من بچشان، و از نزد خود رحمت و گشايش آسان ارزانى دار، و از لطف خود نجات و خلاصى سريع مقرر ساز و مرا به سبب غلبه غم از رعايت واجبات و به كار بستن مستحبات خود باز مدار زيرا كه من اى پروردگار به علت آنچه برسرم آمده بى تاب و توان شده‏ام و قلبم از تحمل آنچه بر من رخ داده لبريز از غم شده است و تو بر رفع گرفتارى من و دفع آنچه در آن افتاده‏ام قادرى. پس قدرتت را در باره من به كار بر، اگر چه از جانب تو سزاوار آن نباشم. اى صاحب عرش عظيم.

ولادت امام سجاد مبارک.

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

عطر نفس بقیه الله آمد

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

 

 

انشاالله فعالیت جدیدی شروع خواهیم کرد.

منتظر خبرهای جدید در این رابطه باشید.

 

ظهور امام عصر نزدیک است بیایید قدمی برداریم.

برنامه‌ریزی دقیق ابلیس و لشکریان او برای روز اول ماه شعبان!

ابلیس، لشكر خود را در اطراف زمین و آفاق آن پراكنده می‌كند و به ایشان می‌گوید: سعی كنید بعضی از بندگان خدا را در این روز به سوی خود بكشانید.
 
شعبان از ماه‌های پر برکت الهی است که فرصتی برای آماده شدن ضیافت الهی است. رسول اعظم (ص) درباره این ماه پر فضیلت فرمودند: شعبان ماه من است خداوند كسی را كه مرا در ماهم یاری كند بیامرزد.

جامی از چشمه‌سار شعبان برمی‌گیریم و قلبمان را با زیباترین نغمه‌های عرشی صفا می‌بخشیم.

امیرمؤمنان می‌فرماید: از زمانی كه ندای منادی رسول خدا (ص) را كه برای روزه این ماه ندا می‌كرد، شنیدم ، هیچ‌گاه روزه این ماه را از دست ندادم و در تمام عمر آن را از دست نخواهم داد. انشاءالله
ادامه نوشته

اعمال مستحبي روز اول ماه شعبان

بار ديگر ماه نوراني شعبان فرا ‌رسيد. ماهي كه به‌گفته برخي روايات، ماه رسول‌الله (ع) است.

 پيامبر (ص) فرموده است: «شعبان شهري. رحم‌الله من أعانني على شهري».

به گزارش  فارس، با فرا رسيدن 19 دقيقه بامداد امروز، رجب‌المرجب را بدرود گفته و وارد

ماه نوراني شعبان‌المعظم شديم.

در روايات اسلامي، همانطور كه ماه رجب را به ماه اميرالمؤمنين (ع) و رمضان را به ماه خداوند توصيف

مي‌كنند، ماه «شعبان» نيز به ماه رسول‌الله مشهور و منقول است. چرا كه پيامبر (ص) به اين ماه عشق

مي‌ورزيد و در حديثي ـ كه در جلد 10 وسايل الشيعه آمده است ـ مي‌فرمايد: «شعبان شهري.

رحم‌الله من أعانني على شهري» (شعبان ماه من است. خدا رحمت كند كسى كه مرا به ماه من اعانت كند.)


بر همين اساس و با توجه به اهميت ماه مبارك شعبان، برخي عبادات اين ماه را به صورت گذرا مرور مي‌كنيم.

ادامه نوشته

در اين هنگامه ها، مردي غمين با چشم تر هر شب به « كوه نور » در « غار حرا » ميرفت...


در آن ايام، خاك فتنه خيز مكه، يعني مهد بدكاران
درون ظلمت جهل و تباهي دست و پا ميزد
توانگر، آتش حسرت بجان بينوا ميزد
ستمكش، بر در هر خانه دست التجا ميزد
شبانگاهان ـ
نوائي غم فزا در ناي مرغ شب گره ميخورد
سحرگاهان خروس صبح اگر ميخواند ـ
گروهي تيره جان بي سعادت را صلا ميزد
***
بهركس ميرسيدي، حربه الحاد در كف داشت
رهي گرپيش پائي بود، راه ننگ و پستي بود
و گر رنگي بروئي بود، رنگ بت پرستي بود
محبت،
مردمي، انصاف، پاكي، پاك انديشي ـ
ميان توده ها گم بود .
چپاول، زورگويي، ناجوانمردي، تبهكاري ـ
يگانه كار مردم بود.
ادامه نوشته

شعري از مرحوم قيصر امين‌پور در رثاي حضرت زينب(س)

دلش درياي صدها كهكشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر

دو چشم از گريه همچون ابر خسته
ز دست صبر ِزينب، صبر خسته

صدايش رنگ و بويي آشنا داشت
طنين ِموج آيات خدا داشت

زبانش ذوالفقاري صيقلي بود
صدا، آيينه‌ي صوت علي بود

چه گوشي مي‌كند باور شنيدن؟
خروشي اين چنين مردانه از زن

به اين پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر انديشه‌ي اهل تناسخ:

حلول روح او، در جسم زينب
علي ديگري با اسم زينب

زني عاشق، زني اينگونه عاشق
زني، پيغمبر ِقرآن ناطق

زني، خون خدايي را پيامبر
زن و پيغمبري؟ الله اكبر!

 http://www.rasekhoon.net

 

یا جواد الائمه (ع) ادرکنی ...

 

بر سر آنم زبان بگشايم و آوا كنم

خويش را در محضر مولاي خود پيدا كنم

تا بگويد سر گذشت غربتش را بهر من

سر گذارم بر قدومش با دلش نجوا كنم

او امام هشتم و آئينه ذات خداست

عالمي را من فقط با نام او شيدا كنم

تا كه مولانا رضا از دست من گردد رضا

از زبان حال او گويم روايت اي خدا

 

ادامه نوشته