آمد بهاروبوستان شد رشک فردوس برین / گل ها شکفته در چمن چون روی یار نازنین
از ارغوان و یاسمن ،طرف چمن شد پرنیان / واز اقحوان و نسترن ،سطح دمن دیبای چین
از قمری و کبک و هزار آید نوای ارغنون / وزرسیده و کوکو و سار آواز چنگ راستین
شدموسم عیش و طرب ،بگذشت هنگام کرب / جام می گلگون طلب،از گل عذاری مه چین
خاصه کنون دکاندر جهان گردیده مولودی عیان /کز بهر ذات پاک آن شد امتزاج ماء وطین
از بهرتکریمش میان بربسته خیل انبیاء/از بهرتعظیمش کمر خم کرده چرخ هفتمین
مهدی امام منتظر،نوباوه ی خیرالبشر / خلق دو عالم سربه سر برخوان احسانش نگین
مهر از ضیائ اش ذره ای بدر از عطایش بدره ای / دریا زجودش قطره ای گردون زکشش خوشه چین
مرآت ذات کبریا،مشکوة انوار هدی / منظوربعث انبیاء،مقصود خلق عالمین
امرش قضاء،حکمش قدر،حبش جنان،بغضش سقر/خاک رهش زیبد اگر بر طره ساید حورعین
دانند قرآن سربه سر،بابی زمدحش مختصر / اصحاب علم و معرفت،ارباب ایمان و یقین
سلطان دین،شاه زمن،ماالک رقاب مرد و زن/دارد به ام ذوالمنن،روی زمین زیرنگین
گرنه وجود اقدسش ظاهرشدی اندرجهان/کامل نگشتی دین حق زامروز تا روز واپسین
ایزد به نامش زد رقم،منشورختم الاوصیاء /چونان که جد امجدش گردید ختم المرسلین
نوح و خلیل و بوالبشر ادریس و داوود و پسر / از ابر فیضش مستمداز کان علمش مستعین
ظاهرشودآن شه اگر شمشیر حیدر بر کمر/ دستارپیغمبر به سر،دست خدادر آستین
دیاری از این ملحدان باقی نماند در جهان / ایمن شود روی زمین از جورو ظلم و ظالمین
من گرچه از فرط گنه شرمنده و زارم ولی / شادم که خاکم کرده حق با آب مهر توعجین
خلاصه کنون کز فیض حق مدحت سرودم آن چنان / کز خامه ریزد بر ورق جای مرکب انگین
بردشمنان دولتت هرفصل باشدچون خزان / بردوستانت هرمهی بالا چوماه فروردین
ای حضرت صاحب زمان ای پادشاه انس و جان / لطفی نمابر شیعیان تاکید کن دین مبین
چکامه ی((بهاریه ی انتظار))از امام خمینی (ره)